حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
549
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ببرادر مسعود شاه اينجو كه ببغداد گريخته بود يعنى بشيخ ابو اسحاق واگذاشت تا شايد به اين وسيله دل افراد خاندان اينجو را نسبت به خود گرم نگاهدارد ولى شيخ ابو اسحاق موقعى كه ملك اشرف برادر شيخ حسن كوچك بعراق آمده بود او را بگرفتن فارس تحريك نمود و ملك اشرف بفارس آمد . ياران پيرحسين نسبت به او خيانت ورزيدند و پيرحسين مجبور شد كه فارس را رها كند و چون در آن ايّام از امير مبارز الدّين نيز وحشتى حاصل كرده بود بتبريز پيش امير شيخ حسن كوچك آمد ولى شيخ حسن كه از استبداد او رنجيده بود پيرحسين را پس از استقبال در سلطانيّه زهر چشانيد و دولت دو روزهء او بسر آمد . امّا ملك اشرف كه بىخون دل ملكى مثل فارس را مسلّم خود ساخته بود به طرف شيراز حركت نمود و شيخ ابو اسحاق اينجو ببهانهء ترتيب وسايل پذيرائى زودتر از او به شهر داخل گرديد و جماعتى از عوام و هنگامهجويان شيراز را گرد خود جمع آورده آن جماعت پس از ورود اتباع ملك اشرف بر سر ايشان تاختند و شبانه همه را متفرق و ملك اشرف را فرارى كردند و شيخ ابو اسحاق شيراز را بتصرّف خود گرفت در سال 743 مسعود شاه اينجو كه ببغداد پيش شيخ حسن بزرگ رفته و از طرف او به ازدواج با دختر دمشق خواجه و خواهر دلشاد خاتون سرافراز گرديده بود بشيراز آمد . مردم شيراز با وجود غلبهء شيخ ابو اسحاق حكومت آن شهر را حقّ برادر او مسعود شاه ميدانستند و به همين جهت بين طرفداران دو برادر اختلاف شد و چون در اين ميان مسعود شاه بدست پسر هشتم امير چوپان كه مدّعى او بود كشته شد شيخ ابو اسحاق كه در شبانكاره بود پس از شنيدن خبر قتل برادر به شهر برگشت و شيراز را مسخر خود كرد . قتل شيخ حسن چوپانى در 27 رجب 744 در سال 744 شيخ حسن كوچك سپاهى بهمراهى سليمان خان و امير يعقوب شاه از امراى روم بتسخير بلاد اين سرزمين فرستاد و ايشان شكست يافته مراجعت كردند . شيخ حسن يعقوب شاه را محبوس نمود . زوجهء